
هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم...!
کوچه ها را بلد شدم... خیابانها را بلد شدم... ماشینها را، مغازهها را، رنگهای چراغ راهنمایی را...
ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم
آدمها را بلد نیستم
سلام به همه دوستان گلم که همیشه بهم سر میزنید و نظرات زیباتون رو برام مینویسید ...
مرسی بخاطر اینهمه لطفی که بهم دارید و نظرات زیبایی که از شما میخونم ،
امروز حرف برای گفتن زیاد دارم !
در این یک هفته که مشهد بودم ، اتفاقات جالب و عجیبی برام افتاد... کمی طولانی میشه ، به ادامه مطلب برید تا پست رو کامل بخونید ، در انتها هم مثل همیشه چند آهنگ زیبا برای دانلود گذاشتم ...
--------------------------
نظرات ()
من عادتم شده تنها بدونِ تو...هر روز راه برم تو این پیاده رو
من عادتم شده چیزی نَخوام اَزَت...فکرِ منو نکن خوبم گلم فقط
دلواپسِ تواَم که ساده می شکنی...کوه غمی ولی حرفی نمی زنی
می ترسم از پسِ دردات برنیای...من عادتم شده چیزی اَزَم نخوای
دردا و خستگی مال خودت شده...چیزی نمی گی و اصرار بیخوده
اصرار می کنم،انکار می کنی...حرفای قلبتو تکرار می کنی
این که تو می گی من تنها کسِ تواَم...دنیاییه ولی دلواپس تواَم
[آهنگ دلواپسی از مسعود امامی - دانلود در ادامه]
سلام 
مدتیه با خودم شدیدا درگیرم ! از طرفی روز به روز وضعیت بازار داره بدتر میشه و از طرفی دیگه درس ها دارن سنگینتر میشن !
یکماه دیگه امتحانات پایانی ترم اول برگزار میشه و باید برم واسه امتحانات !!
چون دانشگاهم راه دور هست ، تقریبا 11 روز هتل رزرو میکنیم با دوستان و هم درس میخونیم و هم یه مسافرت و عوض کردن آب و هوا به حساب میاد !!
اونم کجا ؟! بله ! مشهد !
من عاشق زمستون های مشهدم ! حتما جای همه شما رو خالی میزارم !!
مدتیه واسه همین سنگینی درس ها و نگرانی های کار ، شب ها نمیتونم راحت بخوابم و تقریبا از 24 ساعت ، شاید فقط 4 تا 5 ساعت میتونم بخوابم ! که روز به روز داره خسته ترم میکنه ، شاید با مسافرت رفتنم یکمی حال و هوام عوض بشه و بتونم دوباره برگردم به مسیر عادی زندگیم...
اتاقم حسابی بهم ریخته ! پر از جزوه و کدهای برنامه ها و مقالات ترجمه نشده !!! حسابی گیج میزنم این روزا !!!
امروز هم که مثلا جمعه بود از ساعت 6 شروع کردم به درس خوندن تا همین چند دقیقه پیش !
فقط منتظرم همین درسها رو بخونم و بزنم برم مسافرت ! واقعا خسته شدم و الان با آخرین توانی که برام مونده دارم تلاش میکنم... امیدوارم واسه این یکماه کم نیارم و فقط همین یکماه رو تحمل کنم ! بعدش میتونم حسابی اندازه یکی دو هفته استراحت مطلق بدم به خودم ! استراحتی که تقریبا بعد از کنکور ارشد نیاز داشتم اما هیچوقت فرصتش پیش نیومده بود ! امیدوارم فقط همین دفعه رو بتونم کار و درس رو بزار کنار و به استراحت و خودم فکر کنم !!
اوضاع مملکت هم که روز به روز بدتر میشه و تقریبا شبی نیست که کابوس آینده رو نبینم ! شاید بهتر بود میرفتم سربازی و زودتر واسه مهاجرت اقدام میکردم اما حالا درگیر درس ارشد هستم و حداقل 4 سال دیگه میتونم واسه خروج اقدام کنم که تا اون موقع اوضاع اقتصادی مملکت چی میشه خدا میدونه !!! واقعا نگران کننده هست ...
کلی آهنگ واسه گذاشتن انتخاب کرده بودم ! اما خداییش فرصت نشده آپلودشون کنم ، فعلا همین چندتا آهنگ قشنگ رو میزارم واسه دانلود ، حتما گوش کنید ، مطمئنم خیلی لذت میبرید...
راستی ! این رو هم واسه دل خودم مینویسم ،( میدونم یه روزی میام و وبلاگم رو از اول تا آخر میخونم !!! ) ، رابطه ام با خانومی هم فعلا در حد خوبی هست
و میشه گفت مشکلی نداریم اما مثل همیشه دارم تلاش میکنم که به اهدافم برسم و آینده مشخص میکنه تا چه حد تلاشم موثر بوده ...
خب ، امشب هم نوشتم ! شاید در آینده برگردم و این نوشته ها رو بخونم ! مطمئنم اون روزا حسابی دلتنگ این لحظات میشم ! معز در آینده (!!) بدون که اینروزا خیلی داشتی تلاش میکردی ! اما هنوز هم جای تلاش بیشتر هست ، همیشه میتونی بیشتر تلاش کنی... موفق باشی !!!!
تا نوشته ی بعدی بدرود.
مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن
کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایستادگی تنهایی می آورد
دانلود آهنگ :
دانلود آهنگ زیبای دلواپسی از مسعود امامی
دانلود آهنگ وسواس از مسعود امامی
دانلود آهنگ شمال از مسعود امامی
دانلود آهنگ همیشه یکی هست از مسعود امامی
دانلود آهنگ زیبای دلتنگی از نریمان
دانلود آهنگ زیبای رویا از نگین
نظرات ()
سلام دوستان عزیز ،روز همگی بخیر
همونطور که قول داده بودم در اولین فرصت بیام و اتفاقاتی که این مدت رخ داده رو براتون تعریف کنم ،حالا اومدم !
ماجراهای زیادی برام اتفاق افتاده که سعی میکنم خیلی خلاصه و کوتاه بخشی از اونها رو بگم ،
اول اینکه همونجور که هدفم قبولی در ارشد و ادامه تحصیل بود ، تونستم رشته هوش مصنوعی قبول بشم..
البته یکم دووره ،اما چون دولتی هست و مثلا بین المللی دیگه گفتم بهتر از سربازیه ! و حتما برم !
تازه وقتی رفتم واسه ثبت نام فهمیدم دانشگاه کارشناسی که میخوندم هنوز مدرکم رو صادر نکرده و اینجا بدون مدرک ثبت نام نمیکنن !
جالب اینجاست که هیچ مدرکی بابت اتمام تحصیل هم بهم نمیدادن !!! خلاصه به هر زحمتی بود تونستم یه نامه جور کنم و برم ثبت نام و حالا میتونم با خیال راحت واسه مدرک بالاتر درسم رو بخونم ...
هنوز تصمیم نگرفتم واسه دکترا هم بخونم یا تا همینجا کافیه...
تقریبا 2 سال فرصت دارم واسه این تصمیم ! ،اگر تصمیمی هم بگیرم همینجا میگم که باز هم مثل گذشته با قدرت تلاش کنم...
روابط اجتماعیم خیلی خیلی کمتر از قبل شده ... تقریبا تنها هستم و فکر میکنم اینطوری واسه خودم خیلی بهتره ، واقعا توو این مدت خیلی انرژی از من گرفته شده و دیگه بیشتر از این نمی تونم توو یه رابطه باشم !
نمیخوام بیشتر از این در مورد روابطم بگم ،تا همین حد کافیه دوستان !
وقتی فکر میکنم میبینم واقعا این 6 ماه تلاش ارزشش رو داشت که حالا با خیال راحت واسه فوق لیسانس درسم رو بخونم و تا 2 سال دیگه شاید با مدرک بالاتری برم سربازی... از طرفی کارم رو توو بازار از دست ندادم و البته که مطمئنم در این مدت پیشرفت بیشتری هم میکنم.
فعلا هم که حسابی سرم شلوغه و از طرفی کلاس های دانشگاه هم هست ! باز هم مثل همیشه باید قوی بود و جلو رفت ،درسته که آینده چندان روشنی نداریم اما شاید با تلاشمون بتونیم راهی جدید باز کنیم ... میدونم توو این مملکت نمیتونم کار خاصی کنم و موفقیت چندانی نصیبم نمیشه ، برای همین برنامه ام در دراز مدت رفتنه... که این هم واقعا تلاش میخواد ! هیچ وقت چیز با ارزشی رایگان و ساده بدست نمیاد.
----------------------------------------------------
و اما در همونطور که قول داده بودم که دست پر بیام ،چندتا آهنگ و یک آلبوم جدید واسه دانلود میزارم ، امیدوارم کافی باشه ،البته قبلش گوش کردم و چون زیبا بود اینجا میزارمشون :
دانلود آهنگ زیبای خداحافظ - محسن یاحقی
دانلود آهنگ زیبای آدم برفی - مازیار فلاحی
دانلود آلبوم جدید علی اصحابی با نام کولاک
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید
نظرات ()سلام به دوستای عزیزم
مدت زیادی نبودم اما می اومدم و کامنت ها رو میخوندم ،
درگیر کارهای ارشد هستم ، تا 2 ساعت دیگه مسافرم و دارم میرم واسه ثبت نام نهایی و اینا...
رشته ای که میخواستم بالاخره قبول شدم و میتونم دوباره برنامه هام رو ادامه بدم ...
به زودی برمیگردم و همه چیز رو توضیح میدم ،
کلی آهنگ جدید و زیبا هم دارم واسه گذاشتن توو وبلاگ ، به محض اینکه بیام با دست پر اینجا پست میزارم ،
موفق باشید و شاد.
نظرات ()
این روزها از میان تمام ردیف های موسیقی دلم فقط شور می زند...
این روز ها چشمم تار و دلم شور می زند اخر مرا چه می شود...
کلمه ها را گم کرده ام . . .دارم با سکوت جمله می سازم!!!
سلام دوستان عزیزم
خب ، از کجا شروع کنم ؟!
آهان ! از کنکور...
کنکور آزاد هم تموم شد رفت... خوب بود ، یا شاید میشه گفت بد نبود !
مثل همه ی کنکور های دیگه !
این دفعه با خودم گفته بودم زودتر میرم سر جلسه که حداقل جای پارک گیرم بیاد ! اما باز هم نشد !!
وقتی رفتم سر جلسه رفقا رو دیدم که با کلی خنده و خوشحالی اومدن همینجوری الکی الکی ارشد قبول بشن ! قربونش برم دانشگاه آزاد هم حسابی دانشجو میگیره ! مونده استادها هم بشینن سر کلاس خودشون دیگه...
بگذریم ... امسال تجربه های جالبی داشتم سر جلسه کنکور !
داشتم جای خودمو پیدا میکردم که رفتم توو یکی از اتاق ها ، دیدم شماره صندلی نداره اما یکی نشسته وسط کلاس و منتظره برگه پخش کردنه !
گیر دادم اینجا چیکار میکنی که سرشو برگردوند سمت من که یخ کردم... آره ، نابینا بود
، احساس بدی بهم دست داد ، نه اینکه دلم برای اون سوخته باشه ، دلم برای خودم سوخت که چقدر از وقتم رو حروم کردم و با چه ناز و نعمتی مثلا دارم درس میخونم !
خواستم از اتاق برم بیرون که یکی از مراقب ها دست یک بنده خدای دیگه رو گرفته بود و داشت میومد توو اتاق ، اون شخص نابینا نبود ، اما اندام های حرکتیش و اعصابش مشکل داشتن ، شبیه بیماری های سندرومی که نمیتونن چندکار رو با هم انجام بدن و به سختی حتی راه میرن ... دیگه دست خودم نبود ، واقعا منقلب شده بودم و مات...
هیچوقت برای کسی دلسوزی نکردم چون میدونم قانون طبیعت و زندگی همینه اما حداقل دلم برای زندگی خودم خیلی سوخت... اما باز هم خدا رو شکر ... برای سراسری خیلی تلاش کرده بودم ، حداقل 4 ماه خونده بودم و فقط منتظر بودم ببینم نتیجه کنکور سراسریم چی میشه... میدونم اگه بیام دانشگاه آزاد خیلی هزینه سنگینی برای خودم و خانواده ام داره...
خلاصه سوالات رو پخش کردن و هرطور بود بهشون جواب دادم و اومدم بیرون... اولین نفر بودم میومدم بیرون و با کلی نگاه کنجکاو مواجه شدم که ازم میپرسیدن تموم شد ؟ چطور بود ؟ سخت بود ؟... فقط سعی میکردم سری تکون بدم و برم سمت ماشین که زودتر بزنم توو جاده تا شاید فکرم آزاد بشه...
بد نیست شما هم کمی به این موضوع فکر کنید ، شما با تمام سلامتی و جسم سالم چقدر از لحظاتتون استفاده کردید ؟ چقدر به سختی ها پشت کردید و سعی کردید از داشته هاتون حداکثر استفاده رو کنید ؟ من واقعا کم گذاشتم... واقعا کم...
بگذریم ...خلاصه کنکور آزاد هم گذشت و مطمئنم توو شهر خودم قبول میشم و از حالا ارشدی حساب میشم !!
برای انجام کار فارغ التحصیلیم برای کارشناسی مجبور شدم برم شهر دانشگاه قبلیم... آمل !
یاد 6 سال پیش افتادم ، اولین روز ثبت نام ، زیر سایه درخت بزرگی درست روبروی ساختمان اداری نشسته بودم ... یه نیمکت داشت اونجا...
اینبار که رفتم از نیمکت خبری نبود اما اون درخت هنوز اونجا بود ، هنوز هم میشد زیر سایه اش نشست...
خیلی دلم برای اون جمع های قدیمی و بچه های قدیمی تنگ شده ، گیرهای الکی و بیخودی که به استادهای برنامه نویسی میدادم که مثلا یه ویرگول رو جا انداختن و اینا !!!! آخ که چه زود میگذره عمر آدم...
یاد اون روزایی که کار دانشجویی میکردم که یکم پول دستم بیاد ! صبح تا شب جزوه ترجمه میکردم... پروژه دانشجویی انجام میدادم !!! یادش بخیر...
اما خداییش هیچوقت از بیکاری خوشم نمیومد !!
دانشگاه رو خیلی گسترش داده بودن ... تونستم بعضی از استادا و مسئول های قدیمی رو ببینم و اونا هم منو شناختن !
خیلی جالبه که میشد حدس زد چه پست هایی جاشون عوض شده.. آشپز ، خدمتکار دانشگاه هنوز هم همونجا کار میکردن با همون سبک و شیوه قدیمی... اما ... بگذریم ! سیاسی نشه !!!
و اما مطلب آخر !!! و شاید فعلا مهمترینش !!! :
بالاخره نتیجه اولیه کنکور ارشد سراسری اومد !! و بعد از 5 ماه درس خوندن نتیجه کارم رو دیدم...
یاد 6 ماه پیش بخیر... البته حالا آرزو میکنم کاش یکم بیشتر درس خونده بودم !! اما باز هم خوب تلاش کردم... مگه نه ؟
درست حدس زدید ! هم روزانه و هم پیام نور و غیرانتفاعی مجاز شدم و آماده انتخاب رشته !!
خوشحالم که مزد زحماتم رو گرفتم ...
فردا برای انتخاب رشته اقدام میکنم ، نمیخوام زیاد دوور بزنم ، سعی میکنم همین شهرهای اطراف باشم که اذیت نشم ، از قبولی راه دور تجربه خوبی ندارم !!!
این خبر خوب رو هم خانومی ساعت 12 شب برام اس ام اس کرد که حسابی غافلگیر شدم !!
ایشاالله که همیشه خوش خبر و شاد باشه ...
خب ، امروز چیزی برای دانلود نتونستم حاضر کنم ! یکم درگیر بودم و فرصتم خیلی محدود بود ! دیگه شرمنده !!!
روز مادر رو هم به همه ی مادرهای مهربون دنیا تبریک میگم ... ایشاالله که سایه تون همیشه بالای سر فرزندانتون باشه ...
و نهایتا :
در روزگارى که لبخند آدمها به خاطر شکست توست.... برخیز تا بگریـند
موفق و پیروز باشید.
تا بعد
معز – خرداد 90
نظرات ()
آدمی دو قلب دارد !
قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.
قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپد همان که گاهی می شکند گاهی می گیرد و گاهی می سوزد
گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه و گاهی هم از دست می رود…
اما قلب دیگری هم هست.
قلبی که از بودنش بی خبریم.
این قلب اما در سینه جا نمی شود و به جای اینکه بتپد…..می وزد و می بارد و می گردد و می تابد این قلب نه می شکند نه میسوزد و نه می گیرد
سیاه و سنگ هم نمی شوداز دست هم نمی رود زلال است و جاری مثل رود و نسیم و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد
این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد وقتی تو می رنجی او می بخشد…
سلام
ببخشید که مدت زیادی نبودم ، مثل تمام این 6 ماه درگیر درس و کار بودم ! صبح از ساعت 8 کار شروع میشه تا 8 شب و شاید 2 ساعت از آخر شب فرصتی باشه برای درس خوندن ،
کم کم دیگه احساس میکنم وقتشه یه تکون اساسی به زندگیم بدم ، منظورم وضع زندگی و درآمد و کیفیت زندگیم هست ، کمتر از 1سال و نیم دیگه فرصت دارم تا زندگیم رو کامل بسازم و یه زندگی نو و در حد رویاهام شروع کنم !
مطمئنم میتونم ، و برای همین هر روز بیشتر از 15 ساعت دارم تلاش میکنم ، مدتی شده که بیشتر از 6 ساعت فرصت نمیکنم بخوابم اما همینم فعلا کفایت میکنه !
خسته شدم ، جسمم خسته هست اما مهم نیست ، هدفم برام مهمتره ،
فعلا دارم پکیج ها و بسته های نرم افزاریم رو کامل میکنم که با هم و بطور کامل وارد بازار کنم ،همزمان کارهای شرکت هم هست که باید سروقت و با دقت انجام بدم و البته درس هم در کنار همه ی اینها...
تقریبا تا سربازی احتمالی ، 4 ماه فرصت دارم ،زمان خوب و زیادیه ،راحت میتونم بازار نرم افزار اینجا رو بگیرم و برم سربازی !
البته شاید هم ارشد قبول بشم و دیگه سربازی عقب بیافته که البته میخوام به زندگی آیندم در اونصورت فکر کنم و به عشقم برسم...
( با تمام وجود دارم تلاشم رو میکنم ... ، کسی از آینده خبر نداره اما از ایمان و اعتقاد خودم مطمئن هستم ) ...
و اما از زندگی روزمره ...
خدا رو شکر و صد البته چشم حسود کور (!!) رابطه ام با خانومی در حد خیلی خوبیه و بدون مشکل زندگی هم داره میگذره ... البته خیلی دلتنگ هم میشیم که با ملاقات حضوری فعلا میشه این دلتنگی ها رو تحمل کرد...
قدیما خیلی عادت داشتم تنها کنار ساحل قدم بزنم ... آرامش خاصی به آدم میده ، حالا یه همراه دارم در امتداد دریا... یه همراه که قدم هام کنارش خیلی سبکتره و دیگه حتی شن های سست زیر پام هم نمیتونن ذره ای انرژیم رو برای قدم زدن در کنار اون ، کم کنن ...
امروز کنار ساحل بودیم ، آهنگ زیبایی رو داشتیم گوش میکردیم که خانومی بهم داده بود ،( لینک دانلودش رو گذاشتم پایین این پست ) ، احساس خوبی بود ، خیلی خوب بود ! اما ... نمیدونم توو شرایط خاصی شما هم احساسش کردین ؟ دلم میخواست همه ی دنیا از حرکت بایسته ، دلم میخواست ثانیه شمار همونجا از حرکت بمونه و بتونیم بیشتر و بیشتر کنار هم باشیم... همینکه میدونستم الان پیش خانومی هستم و کسی رو دارم که حرفام رو از خودم هم بهتر درک میکنه برام یک زندگی ارزش داره ... یک زندگی کامل ...
راستی !عید و سال نوی همتون مبارک ! ببخشید فرصت نمیکردم بیام 
تمام 13 روز عید رو بودم شرکت و داشتم درس میخوندم و کار میکردم ، بالاخره هر هدفی هزینه ای هم داره !
حاضرم الان که 25 سالمه تمام هزینه های ممکن رو از حذف تفریحات وقت تلف کنم و ... بدم تا از 27 سالگی به بعد بتونم با خیال راحت زیر سقف خونه ی خودم باشم و از زندگیم لذت ببرم ...
می دونم خیلی سخته و بیشتر دست نیافتنی به نظر میرسه اما باز هم مطمئنم میتونم و با تمام وجود تلاش میکنم... الان به خودم اجازه وقت تلف کردن و بی انگیزه بودن رو نمیدم ...
هنوز خیلی وقت دارم در آینده تا میتونم تفریح کنم ... ! مگه نه ؟!
بگذریم ...
این مدت خانومی رو هم خیلی اذیت کردم
،اما واقعا دیگه روم نمیشه ازش معذرت خواهی کنم ! گیر های الکی ،بیخودی بخاطر خستگی اذیتش میکردم ... خیلی کمتر میدیدمش این مدت و فکر میکردم اینطوری بهتره که البته کاملا برعکسه ...
چند روزیه که سعی کردم جبران کنم ، امیدوارم بتونم جواب حتی بخشی از مهربونیاش و تحمل کردن هاش رو بدم ...
شاید اینجا بیاد و این مطالب رو بخونه ، که اگر اینطور بشه امیدوارم این خط رو هم بخونه :
ازت معذرت میخوام و همونطور که قول دادم دارم تمام تلاشمو میکنم که هم آینده خوبی داشته باشیم و هم اینکه این روزها رو از دست ندیم و اذیتت نکنم...
متن آهنگ بسیار زیبای آره تو راست میگی – از مرتضی پاشایی (دانلود در انتهای پست )
امشب میخوای بری بدون من
خیسه چشای نیمه جون من
حرفام
نمیشه باورت چیکار کنم خدایا
راحت داری میری که بشکنم
عشقم بذار نگات کنم یه کم
شاید با هم بمونه دستای ما
به جون تو دیگه نفس نمونده واسه من
نرو تو هم دیگه دلم رو نشکن
دلم جلو چشات داره می میره
نگام نکن بذار دلم بمونه روی پاهاش
فقط یه ذره آخه مهربون باش
خدا ببین چه جوری داره میره
آره تو راست میگی که بد شدم
آروم میگی که جون به لب شدم
امشب بمون , اگه بری چیزی درست نمیشه
ساده نمیشه بی خبر بری
عشقم بگو نمیشه بگذری از من
بگو کنارمی همیشه
تورو خدا!!! ببین چه حالیم نگو که میری
دلم میخواد که دستمو بگیری
نرو بدون تو شکنجه میشم
پیشم بمون..........دیگه چیزی نمیگم آخریشه
کسی واسم شبیه تو نمیشه
بمون الهی من واست بمیرم
دانلود آهنگ غمگین و زیبای آره تو راست میگی از مرتضی پاشایی
دانلود آهنگ شاد معلومه از علی مرشدی
سعی میکنم دفعه ی بعدی زودتر آپدیت کنم ،
از همه ی دوستانی که به وبلاگم سر میزنند واقعا ممنونم ،
روزی 400 نفر بازدید کننده رو نمیدونم چطور جبران کنم اما همینکه شما هم مطالبم رو میخونین برام خیلی دلنشین و آرامبخش هست ... من رو از نظراتتون محروم نکنید...
مرسی
تا بعد – معز ، اول اردیبهشت 1390
نظرات ()
سلام به همه دوستان عزیز
بالاخره کنکور سراسری ارشد هم گذشت ! تقریبا خوب بود و حتی میشه گفت از سال های دیگه آسون تر !
به خودم فقط 2 هفته استراحت میدم و البته در طول این 2 هفته باید چند پروژه رو به اتمام برسونم و بعد دوباره بشینم برای کنکور آزاد بخونم که اردیبهشت ماه برگزار میشه ، خب بدون در نظر گرفتن شهریه نجومی خیلی راحت میشه دانشگاه آزاد قبول شد !
در طول این چند ماهی که چیزی ننوشتم اتفاقات خیلی زیادی افتاد ،
مملکت که ماشاالله گل و بلبل شده و دیگه خودتون کاملا از اخبار مطلع هستید و من دیگه بیشتر نگم که همین وبلاگ رو هم ببندن !
کنکور ارشد سراسری رو هم که پشت سر گذاشتیم ! البته روز کنکور خیلی لذت بردیم با دوستان ! محل برگزاری کنکور برای ما در شهرستان بابل بود و البته دقیقا کنار اکبر جوجه !! والله همه جای این استان اکبر جوجه 5500 تومان هست ! رفتیم خوردیم قربونش برم شد یه عدد نجومی !
تا دیگه من باشم هرجایی میشینم قبلش منو رو باز کنم !
هوا که خیلی سرد شد ! دیگه اینکه ماشینم هم خراب شد و کلی بدبختی کشیدم ! یه جورایی حوصله رانندگی ندارم و این ماجرا بهونه ای شده که فعلا چند روزی رو مثل قبل باشم ! مشکل ماشین چیز خاص و بزرگی نیست و به راحتی قابل حله ! اما فعلا شرایط مساعده !!!
بگذریم !
و اما چندتا برنامه برای آینده ام دارم که باید رووشون حسابی کار کنم ، یکیش کارم هست که برنامه نویسیه ، شاید همین کار خصوصی رو نگه داشته باشم و یک کار دولتی هم کنارش اضافه بشه ! البته هنوز خبری نیست ! اما یه چیز هایی شنیدم ،
درس کنکور آزاد رو در طول عید میخوام خیلی خوب بخونم تا قبولیم رو توو شهر خودم تضمین کنم ،
چندتا پروژه برنامه نویسی و وب سایت خصوصی هم دارم برای خودم که بزودی پیاده سازیشون میکنم ، البته بیشتر هدف تفریح هست تا کار !
خدا رو شکر خانومی هم که حالش خوبه و مشکلی پیش نیومده
، خلاصه که همه چی آرومه منم الکی خوشحالم !
تا بعد
مرسی از نظرات دوستان ،
پ : در مورد هاست فورشیرد که آهنگ ها رو در اون قرار میدم ، اگر در روزهای آینده از مسدودیت در نیاد ! مجبور به تعویضش میشم که البته با این اینترنت ذغالی مملکت کاری بس دشوار و طاقت فرساست ! از دوستانی که نمیتونن دانلود کنن شرمنده ام
دانلود آهنگ زیبای خیلی ممنون از سیاوش قمیشی
دانلود آهنگ زیبای منو ببخش از رهام
دانلود آهنگ زیبای My all از Maria carry
متن آهنگ زیبای خیلی ممنون از سیاوش قمیشی :
خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
متن آهنگ زیبای My all از maria carry بهمراه ترجمه آزاد به فارسی :
متن انگلیسی :
I am thinking of you
In my sleepless solitude tonight
If it's wrong to love you
Then my heart won't let me right
Cause I've drowned in you
And I won't pull through
Without you by my side
I'd give my all to have
Just one more night with you
I'd risk my life to have
Your body next to mine
Cause I can't let go on
Living in the memory of your song
I'd give my all for your love tonight
Baby can you feel me
Imagining I'm looking in your eyes
I can see you clearly
Vividly emblazoned in my mind
And yet you're so far
Like a distant star
I'm wishing on tonight
I'd give my all to have
Just one more night with you
I'd risk my life to feel
your body next to mine
Cause I can't let go on
Living in the memory of your song
I'd give my all for your love tonight
I'd give my all to have
Just one more night with you
I'd risk my life to feel
Your body next to mine
Cause I can't let go on
living in the memory of your song
I'd give my all for your love tonight
Give my all for your love
Tonight
ترجمه آزاد به فارسی :
تمام من
در فکر تو هستم
در شب بیداری های تنهای خود
در درونم نمیپذیرم که عشق تو اشتباه باشد
چرا که در تو غرق شده ام
و تنها در کنار تو نجات خواهم یافت
تمام خود را خواهم بخشید
تا تنها یک شب دیگر نیز با تو باشم
زندگی ام را به خطر می اندازم
تا کنارم احساست کنم
چرا که نمیتوانم در خاطراتت زندگی کنم
امشب ، تمام خود را به عشق تو خواهم داد
عزیزم ، می توانی مرا حس کنی
تصور کن به چشمانت نگاه میکنم
به وضوح میتوانم ببیمنت
و آشکارا در ذهنم نقش میبندی
و با این حال ، بسیار دوری از من
مانند ستاره ای در دوردست
امشب آرزوی تو را دارم
تمام خود را خواهم بخشید
تا تنها یک شب دیگر با تو باشم
زندگی ام را به خطر می اندازم
تا کنارم احساست کنم
چرا که نمیتوانم در خاطراتت زندگی کنم
امشب ، تمام خود را به عشق تو خواهم داد
امشب تمام خود را برای عشق تو خواهم بخشید
تمام من در برابر عشق تو
همین امشب
نظرات ()
سلام به همه دوستان عزیز
شرمنده دیگه تقریبا یکماهی نبودم !
کم کم داریم به کنکور ارشد نزدیک میشیم و من هم از خیلی کارها زدم یا کم کردم که به درس خوندنم برسم
ایندفعه رو با دست پر و حسابی پر اومدم که دیگه ناراحتی نمونه !
مدتی هم میشه که تند و تند مریض میشم ! البته فصل زمستون معمولا این مشکلات رو برای من داره اما امسال واقعا عجیب بود ! تا حالا هر یک هفته درمیون مریض نشده بودم !!
بگذریم ....
تووی این یک ماه که این مملکت حسابی شلوغ و پر خبر بود ! از ماه محرم و عزاداری حسینی که بگذریم میرسیم به حذف یارانه ها و قیمت عجیب بنزین و اعدام تند و تند زندانی های .... آقا بیا این رو هم بیخیال ! از اینم بگذریم !
از همه بدتر این بود که من که عادت کرده بودم واسه نون گرفتن هم ماشین رو روشن کنم حالا بیا لیتری 700 بده و حال کن !!! البته این مردمی که من میبینم حسابی کیف هم میکنن ! شاید هم شاکی بشن که چرا جنس مغازه شون زودتر گرون نمیشه !!! البته ما که نباید فکر کنیم ! مگه نه ؟! قراره بجای ما فکر کنن ! ....
ای بابا ، گفتم که بیخیال ! بگذریم دیگه....
دور سوم خوندن کتاب ها و کار کردن تست های کنکور ارشد رو شروع کردم ، البته برای سراسری زیاد امیدوار نیستم اما واسه آزاد خیلی حساب باز کردم ، باید دید چی میشه ، کنکور آزاد اردیبهشته ؟ مگه نه ؟
دیشب داشتم بازدید های وبلاگم رو چک میکردم ، تقریبا روزی 100 نفر یا بیشتر ، کل بازدید ها هم از 8000 نفر گذشت ! بهر حال مرسی از همتون که بهم سر میزنید ، مخصوصا اون دوستانی که نظر هم برام مینویسن 
خانومی هم حالش خوبه ولی یکم لجبازه و وقتی میگم سرما میخوری برو دکتر اصلا انگار نه انگار ! آخرش هم من باید عقب نشینی کنم و بیخیال شم دیگه !
دیگه نمیدونم چیکار کنم که اون هم به سلامتیش اهمیت بده و از دکتر و دوا و آمپول (!!) نترسه !
خب ، امروز هم یه روز سخت دیگه هست ، باید حسابی درس بخونم ، البته روی چندتا پروژه هم باید کار کنم ولی قراره دیگه تا کنکور پروژه جدید نگیرم و پروژه هایی که دستم هست رو تموم کنم و ماه های آخر رو راحت درس بخونم
اینم از هدایایی که براتون در نظر گرفتم :
دانلود آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی :
دانلود آهنگ 2 هفته - آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ ستاره- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ جاده- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ باور نمیکنم- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ درد دوری- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ سرنوشت- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
دانلود آهنگ اسیر- آلبوم اسیر از علیرضا قمیشی
--------------------
دانلود آهنگ زیبای نریمان – نازنین
--------------------
دانلود آهنگ دختر بهار – گروه Jouan Band
دانلود آهنگ سایه– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ احساس– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ یادگاری– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ تازه تازه– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ صدای آخر– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ ستاره جون– گروه Jouan Band
دانلود آهنگ زیبای یه حالی دارم این روزها– گروه Jouan Band
----------------------
-----------------------
دانلود آهنگ بسیار زیبای Broken Angel از آرش ( واقعا زیباست ! )
---------------------------------------
به امید دیدار
بدرود
نظرات ()هرروز غروب ، انتظار فردا رامیکشم و روز بعد تاغروب دوباره منتظر میمانم!معجزه بعید است! خودت کاری کن
سلام
روز و شب همه بخیر
متاسفانه از این 2 هفته ای که گذشت فقط اخبار بد دارم
پنج شنبه ی 2 هفته پیش متاسفانه مادربزرگ خانومی فوت کرد
، بعد از عید قربان بود که این خبر بد رو شنیدم و خیلی ناراحت شدیم.
خدا رحمتش کنه.
تقریبا از همون شب بود که بیماری سختی اومد سراغم و من رو از کار و زندگی انداخت ، خیلی کم درس خوندم و به کارهای شرکت هم نرسیدم...
واقعا ناراحتم که خبر خوبی برای این پست نداشتم ،
2 روز میشه که حالم بهتره و دارم سعی میکنم با تمام انرژی کارهای عقب افتاده ام رو انجام بدم ،
چند تا آهنگ زیبا برای دانلود آماده کردم ، امیدوارم لذت ببرید
دانلود آهنگ زیبای لیلا از علی لهراسبی
دانلود آهنگ حرفمو باور کن از سعید شهروز
فقط دعا کنید زودتر حالم خوب بشه و این هفته اتفاق بدی نیافته !
تا بعد
نظرات ()
سلام به همه دوستان خوبم
صبح همگی بخیر ،
الان ساعت تقریبا 4 صبح هست که دارم پست میزنم ، خواب بودم ولی یهو از خواب پریدم ، نمیدونم چرا !
فکر کنم خواب بدی دیدم !! بهر حال الان چیزی یادم نیست ولی بهونه ای شد واسه اینکه بعد از مدت تقریبا زیادی دوباره بیام و بنویسم
ببخشید که خیلی دیر اومدم ، تووی این مدت کارهای زیادی انجام دادم ، اتفاقات زیادی افتاد ، خلاصه خیلی خیلی !
اول از همه بگم که اگر به انتهای پست تشریف ببرید چندتا آهنگ انتخابی از گروه 25 باند ( 25 band ) و یکی دو تا آهنگی که خیلی دوستشون دارم رو برای دانلود گذاشتم ، امیدوارم خوشتون بیاد.
تقریبا 3 هفته پیش برای کنکور ارشد ( سراسری ) ثبت نام کردم ، 3 ماه دیگه برای ادامه درس خوندن فرصت دارم ، وقت زیادی نیست اما واسه من که کتاب ها رو 2 بار خوندم وقت خوبی برای تست زدن نشون میده !
از کارهای شرکت خیلی کم کردم و بیشتر سعی میکنم درس بخونم ، البته یکی دو تا پروژه جدید رو تووی این هفته ای که گذشت تونستم ببندم ، ولی فکر کنم تا 3 ماه دیگه نتونم رووی پروژه ی جدیدی دیگه کار کنم
راستی ! داشت کاملا یادم میرفت ! امروز عید قربان بود ! عید همه مبارک و از این حرفها !!
تا هفته ی دیگه که دوباره بیافتیم توو یه عید عربی دیگه و باز بهم تبریک بگیم !
البته اون موقع سر من یکم شلوغ میشه ! چون ناسلامتی سید هستم دیگه !!!
خب ، بگذریم ، مدتیه که تقریبا از شرایطم راضی هستم و تلاش میکنم همینطور ادامه بدم ، البته خانومی هم خیلی بهم کمک میکنه و واقعا ازش ممنون هستم بخاطر صبر و مهربونیاش
وقتی برای کنکور ارشد ثبت نام کردم اول یکم دلسرد بودم اما حالا وضعیتم فرق داره و با امید بیشتری ادامه میدم تا ببینم چی میشه !
از تمام دوستانی که بهم سر میزنن واقعا متشکرم ، همین که شادی و انرژی شما رو می بینم خودم بیشتر ترغیب میشم برای تلاش مضاعف ...
خیلی دلم میخواست برای یکبار هم که شده یک نمونه نرم افزارهایی که مینویسم رو بزارم اینجا ولی بخاطر مسائل شرکت ، نسخه اجراییشون رو نمیشه اینجا گذاشت اما عکسهایی از آخرین نرم افزار که حسابداری هم بوده رو میزارم ، یک برنامه کوچیک که میتونه کارهای مالی و حسابداری محض بازاری رو انجام بده مثل فروش ، خرید ، پرداخت ها و دریافت های نقدی و چک و ....
تقریبا یک هفته براش زمان گذاشتم یعنی روزی 4 ساعت که سرجمع میشه تقریبا 28 ساعت کاری
سعی کردم خوشگلش کنم ، نمیدونم تا چقدر موفق شدم ! شما بگید !
این چند روز وقتی میرم بیرون ، دیگه سعی کردم برای سلامتیم هم که شده ماشین نبرم و یکم پیاده روی کنم ، وقتی به مردم برمیخورم و هر کدوم سرشون به یه چیزی گرمه خیلی برام جالبه ! تووی پیاده رو کافیه بهشون یکم دقت کنی ، ببین هرکدوم که اندازه ی چند ثانیه از کنارت رد میشن چی میگن یا چیکار میکنن یا به چی فکر میکنن ! واقعا جالبه و بعضی موقع آدم میخنده ، بعضی موقع ناراحت میشه ! خلاصه پیاده روی خیلی بهم حال داده !!!! بهتر از کلاچ ترمز بیخود و گوش کردن چندتا آهنگ و ایناست !
خب ، تقریبا یهو اومدم کلا ماه رو ریختم توو وبلاگ ! شرمنده پر حرفی کردم !
باز هم حرف دارم ! اما دیگه داره طولانی میشه و منم زودتر برم ادامه ی خواب !!
--------------------------
اینم چند تا آهنگ قشنگ از گروه 25 باند و ...
دانلود آهنگ از من نگذر از 25 باند - 25 band
دانلود آهنگ وقت پرواز از 25 باند - 25 band
دانلود آهنگ خاطره ها از 25 باند - 25 band
دانلود آهنگ بیا بیا از 25 باند - 25 band
دانلود آهنگ ایران سرزمین من از 25 باند و یاس
دانلود آهنگ کجا دنبالت بگردم از رضایا و تمین
دانلود آهنگ پرنده مهاجر از سیاوش قمیشی
این آخریو واسه دل خودم گذاشتم !!!
شب و صبح همگی بخیر و خوش
تا بعد - نظراتتون رو حتما بنویسید برام !!!
نظرات ()
تولدت مبارک گل پونه
گل عزیز من ، یکی یه دونه
همه ترانه هام پیشکش چشمات
دلم میخواد فقط از تو بخونه
سلام به همه ی دوستای خوبم ،
خیلی دیر شد ، میدونم ! اما خب خیلی کار و درس داشتم دیگه ! چه میشه کرد...
یکسال دیگه هم گذشت ، امروز 6 آبان روز تولدمه ، یکسال ! فکر کن ! چه راحت و چه زود گذشت ... مثل همیشه...
خانومی هم 2 روز پیش تولدش بود ، جای همگی خالی ، خیلی خوش گذشت !
تولدت مبارک عزیزم
، تولدم هم مبارک !
در این یک سالی که گذشت خیلی زندگیم عوض شد و خیلی اتفاق ها افتاد ! اما واقعا زود گذشت ، خوشحالم که احساس میکنم اگر همین سال رو برگردم عقب دوباره همین کارها رو تکرار میکنم و تصمیمات درستی گرفتم ...
در انتها چند آهنگ تولد زیبا و یادگاری برای دانلود قرار میدم ، امیدوارم لذت ببرید و در جشن کوچک تولد من و خانومی کنار ما باشید.
تقدیم به مهربونم

موفق و پیروز باشید ،
تا بعد
نظرات ()
روزگارا که چنین سخت به من میگیری !!!
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیر تر از دیروزم
سلام
امیدوارم آخر هفته ی خوبی داشته اید و حالا پر از انرژی و برنامه ، یک هفته ی جدید و پر از موفقیت رو شروع کنید.
تقریبا ساعت 4:30 صبح هست که دارم این پست رو مینویسم ،
مدتیه که هرچقدر تلاش میکنم شب ها رو نمیتونم بخوابم ولی دیروز و دیشب به لطف بیماری که به سراغم اومده بود در بیمارستان سپری شد و حسابی خوابیدم !
حالا هم که باز روز از نو ، روزی از نو !
نمی دونم چطور به کسی که خیلی دوستش دارم بگم که سلامتی اون برام از هرچیزی در این دنیا با ارزشتره
، واقعا نمیدونم چطور بگم ، وقتی مریض میشه و بیماریش به شدت پیشرفت میکنه هرچی اصرار بر رفتن به دکتر یا بیمارستان میکنم حرفم رو قبول نداره و میگه میترسم !
حالا از چی ؟! واقعا عجیبه که میگه از اینکه بیماریش سخت باشه میترسه ، نمیدونم واقعا علائم سرطان ریه هست یا نه ، هر چقدر هم مطالعه کردم در این مدت بعضی از علائم بود و خیلی ها هم نبود اما اون علائمی که در خانومی دیدم خیلی من رو هم ترسونده ، مطمئنم خودش هم خونده و مقایسه کرده...
ولی احساس میکنم مشکلی جز یک حالت ویروسی و تورم ریه نیست ، خدا کنه... هر چی هم بهش میگم که بره بیمارستان و بستری بشه که آزمایش و مراقبت روش انجام بشه ، حرفم رو قبول نمیکنه که نمیکنه...
دیروز هم بشدت ناراحت شدم و واقعا دیگه طاقت اینهمه دردی که هر روز تحمل میکنه رو ندارم و من هم راهیه بیمارستان شدم !
نمی دونم چی دیگه باید بهش بگم ، هر کاری که فکرشو بکنید کردم ، داد زدم ! دعوا کردم ! آروم حرف زدم ! خودم رو حتی بیخیال نشون دادم ! حسابی نازشو هم کشیدم ! باز هم قبول نکرد که نکرد و بالاخره یه دکتر متخصص رفت اونهم بعد از 2 ماه و یک آزمایش و Ct Scan هست که باید انجام بده که افتاده برای اول آبان ، یعنی تقریبا 20 روز دیگه ....
مگه میشه باز هم 20 روز رو ، هر شب و روزش رو ، تماما درد رو تحمل کنه ؟ من اینجا از ناراحتی دق میکنم ....
خیلی ناراحتم ، بیشتر از اینکه چرا نمیره بیمارستان تا حالش هر چه زودتر خوب بشه ... این رفتارش و اینکه بیماریش شاید همینطور پیشرفت کنه خیلی نگران و ناراحتم کرده ، خدایا خودت کمکم کن...
تمام این حرفها توو دلم مونده بود ، حسابی بغض شده بود ، خیلی خوشحالم که میتونم اینجا با شما حرف بزنم ، اگر راهی به نظرتون میرسه بهم بگید ، راهنماییم کنید...
خب ، حال و روزم رو دیگه الان کامل میدونید ! پس دیگه طفره نمیرم ،
2 تا آهنگ بسیار بسیار زیبا از استاد شجریان رو اینجا برای دانلود میگذارم ، هر شب با همین آهنگ ها آروم میشم ، آهنگ بارون و آهنگ گنبد مینا.
امیدوارم دانلود کنید و از هر دوتا نهایت لذت رو ببرید.
دانلود آهنگ بارون از استاد شجریان
دانلود آهنگ گنبد مینا از استاد شجریان – با تکنوازی سنتور استاد مشکاتیان
----------------------------------------------------------------
متن آهنگ بارون از استاد شجریان :
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهو دادم به شب های تار
ای بارون
بر کوه و دشت و هامون ببار این بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبآی تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهو دادم به شب های تار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
----------------------
گنبد مینا - آواز دشتی
آهنگساز و تکنواز سنتور:پرویز مشکاتیان
تنظیم:محمدرضا درویشی
آواز:محمدرضاشجریان
مقدمه ی گنبد مینا(دشتی)-ریتم:۴/۶
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد-چون بشد دلبر و با یار وفا دار چه کرد(درآمد دشتی)
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت-وه از آن مست که با یار وفادار چه کرد(درآمد دشتی)
اشک من رنگ شفق یافت زبی مهری یار-طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد(بیات راجع)
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر-وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد(عشاق)
ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب-نیست معلوم که در پرده ی اسرار چه کرد(عشاق)
آن که پرنقش زد این دایره مینایی-کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد(بیات راجع)
فکر عشق آتش غم دردل حافظ زدوسوخت-یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد(عشاق برگشت به دشتی فرود در شور)
در بین آواز قطعه یی توسط سنتور نواخته می شود کهمضراب پرانی لنگ(شور) نام دارد
تصنیف:
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
-------------------------------
ببخشید که اینقدر ناراحت کننده حرف زدم ، امیدوارم این روزها هم بگذره و همه چیز به خیر و خوشی برسه ، فقط میتونم دعا کنم انگار ...
مرسی از اینکه وقتتون رو بهم دادید ، باز هم بهم سر بزنید...
موفق و پیروز باشید
تا بعد
نظرات ()
سلام
خیلی سریع میگم و زود میرم ! ( اینبار خیلی زود آپدیت کردم واسه همین مهم و کوتاهه ! )
من از اون دسته از آدم ها نیستم که تا موضوعی برام روشن نشه بیخیال اون قضیه بشم... کلا اونقدر گیر میدم و دنبالش میرم که بدونم ماجرا چی بود و چی شد !
حالا طبق همین قانون مهم ! مشکلاتی که چند روز پیش اتفاق افتاده بود رو باز هم دنبال کردم و به نتیجه ی جالبی رسیدم !
بعضی مواقع سوءتفاهم ها اونقدر بزرگ ، عجیب ، پیچیده میشن که با چند دقیقه فکر کردن احساس میکنیم اصلا سوءتفاهم نیست و عین واقعیته ! اما کاملا برعکسه !
مشکل چند روز پیش من با خانومی هم در همین دسته قرار میگرفت ! خیلی ساده تصور میشد ماجرا چیز دیگه ای هست ، در حالی که اتفاقی دیگه افتاده بود...
دیگه رووم نشد ازش بخاطر تصور غلطم عذرخواهی کنم !!
ولی اینجا که گفتم ! 
کلا پسر ها اینطورین ها !!! منم روووش !
خب نهایتا بخاطر این اتفاق خوب و اینکه این اتفاقات ما رو بهم نزدیکتر هم کرده چندتا آهنگ زیبا و البته از نظر خودم بهترین های کریس دی برگ رو که در آرشیوم بود برای دانلود میزارم ،
قرار بود این پست کوتاه باشه ! نشد دیگه !! 

---------------------------------------------------
دانلود زیباترین های کریس دی برگ - فایل متن آهنگها ضمیمه هریک میباشد.
دانلود آهنگ Leningrad از Chris De Burgh
دانلود آهنگ border line از Chris De Burgh
دانلود آهنگ lady in red از Chris De Burgh
دانود آهنگ moonlight and vodka از Chris De Burgh
دانلود آهنگ natasha dance از Chris De Burgh
دانلود آهنگ old fashioned people از Chris De Burgh
دانلود آهنگ Spanish train از Chris De Burgh
دانلود آهنگ Suzana از Chris De Burgh
در نهایت اگه یه نظری ، پیشنهادی ، چیزی داشتی برام بنویسی خیلی هم خوشحال میشم !!
مرسی از اینکه بهم سر زدید
تا بعد
نظرات ()

سلام
حالتون خوبه ؟
من خوبم ؟ شما چی فکر میکنین ؟!...
کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پائیز بودم
کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد
وه ، چه زیبا بود اگر پائیز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم ...
پیش رویم:چهره ی تلخ زمستان جوانی
پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
<<بخشی از متن این پست رو حذف کردم ، چرا که اتفاقاتی افتاد که تاریخم رو تغییر داد>>
دیشب داشتم به یکی از دوستام فکر میکردم که کجاست و چیکار میکنه ( ساعت 5 صبح !! ، میشه دیشب دیگه ! ) صبح ساعت 9 بهم اس داد که سلام ، کجایی بی معرفت و حالی از ما نمی پرسی و اینا !!! کلی ذوق مرگ شدم از خوشحالی ! بهش زنگیدم و خلاصه کلی حرف زدیم ، گفت تهرانه و دماغش رو عمل کرد و انحراف بینی و سینوزیت و این چیزا ! کلا 3 تا عمل داشته و فردا برمیگرده ساری... آهان ! اینم گفت که پدر محترم پراید براش گرفته و اینم کوبیده به دیوار !
خلاصه نکته باحالش این بود که من داشتم بهش فکر میکردم ! یه عیب بزرگی داشتم همیشه این بود که اگه دلم برای کسی تنگ میشد و مدتی بود ندیده بودمش دیگه خجالت میکشیدم برم سمتش و حتی حالش رو بپرسم ! مسخره است ! میدونم ! اما چه میشه کرد...
دیگه اینکه هفته ای که گذشت هم چیزای خوب داشت ، هم بد !
من هم که یک خاصیت باحال دارم که کلا وقتی قرار نباشه به چیزی فکر کنم ، دیگه کلا فراموشش میکنم ! واسه همین هر وقت یادم اومد براتون مینویسم که چی شد و چی نشد !
برای همه عاشقای دوست داشتنی که همو خیلی دوست دارن دعا میکنم بهم برسن یا زود از دست هم خلاص شن تا عذاب نکشن !!
اینم اختتامیه جلسه امروز :
دانلود آهنگ + موزیک ویدئو زیبای چشمات از مهرنوش :

دانلود موزیک ویدئو چشمات از مهرنوش
متن شعر :
تو که چشمات خیلی قشنگه
رنگ چشمات خیلی عجیبه
تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه
تو که چشمات خیلی قشنگه
رنگ چشمات خیلی عجیبه
تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبیه
میدونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید
میدونستی یا نه
میدونستی که تو چشمای تو رنگین کمون و میشه دید
میدونستی یا نه
میدونستی که نموندی
دلم و خیلی سوزوندی
چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی
میدونستی که چشامی همه ی ارزوهامی
میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی
میدونستی همه ی ارزوهام واسه ی چشم قشنگ تو پروندم رفتش
میدونستی یا نه
میدونستی که جوونیم و واسه چشم عجیب تو سوزوندم رفتش
میدونستی یا نه
میدونستی که نموندی
دلم و خیلی سوزوندی
چشات و ازم گرفتی من و تا گریه رسوندی
میدونستی که چشامی همه ی ارزوهامی
-------------------------------------------
مرسی از اینکه همچنان بهم سر میزنید.
موفق باشید دوستای گلم
تا بعد
نظرات ()سلام به دوستای عزیز
مدتیه که همچنان در حال درس خوندن هستم و البته کمی هم به کارهای شرکت و بازار میرسم ، شاید بخاطر همین فرصت نوشتن پیدا نکردم
،
این مدت سوژه واسه فکر کردن خیلی داشتم !
آدم های جور و واجوری که هر کدوم یه طرز فکر دارن و همدیگه رو با فرض فکر اشتباه محکوم میکنن !!! آدم هایی که به شدت سختی میکشن اما اگه یه لحظه ازشون بپرسی واسه چی ؟؟ حتی جوابی هم ندارن بدن !!!
خلاصه که جاتون خالی !
تعطیلات رو هم بودم تهران پیش فندق ! دیدم اون نمیاد من که میتونم برم ! فندق با اینکه تازه 1 سال و نیمش هست اما واقعا مسائل اطراف رو درک میکنه !
خیلی جالب بود ! می فهمه ناراحتی و باهات ناراحت میشه ، می بینه خوشحالی و شادی میکنه ، اما در عرض چند دقیقه فراموشش میکنه ، انگار اصلا اتفاقی نیافتاده ، انگار زندگی کاملا جدیدی روبروش گذاشتن ! در عرض چند دقیقه !
کاش ما هم میتونستیم ، کاش یادمون نمیرفت یه زمانی ما هم بچه بودیم و دنیامون خیلی قشنگ تر بود ، شاید چون بدی ها رو یاد نگرفته بودیم ... واقعا کی بود که بدی ها رو به آدم ها یاد داد ؟! جالبه !
در این مدت مشکلاتی هم با خانومی پیدا کردم که البته خیلی زود برطرف شد و الان هر دوتامون خیلی هم خوشحالیم !! ( چشم حسود پر ! 
)
دفعه ی آخری که خانومی اومد وبلاگ رو خوند شاکی شد که چرا همش از غم و غصه مینویسی !
خداییش راست گفت ! وقتی وبلاگ رو مرور کردم دیدم واااای من چه مایوسم !
شاید بلد نیستم چندان شاد بنویسم ! اما بزار امتحان کنیم !
و اما شادی های من :

تقریبا 4 تا کتاب مونده تا تمام درس های ارشدم رو یکبار خونده باشم و آماده تست زدن بشم
تهران خیلی خوش گذشت ! جاتون خالی رفتم کلی خرید کردم ! نه خیلی ها اما گشتن توو خیابون های شلوغ و درهم برهم تهران خیلی حال میده !
تقریبا اکثر کارهای شرکت رو روبراه کردم و با خیال راحت دارم درس میخونم
با نوشتن یه پروژه تقریبا مهم ، احتمال اینکه سربازیم سبک بشه هست ! از دادن جزئیات بیشتر معذوریم ! ( آخرین بار 3 ماه اضافه خوردم چون هنوز نرفتم و دیر کردم واسه اعزام !!! اما حالا حتی دیگه شاید سربازی هم نرم !!! این یعنی پاسخ روحیه مثبت !
)
در فیس بوک و بازی پوکر ! تونستم بازی رو هک کنم و یهو پولدار شم !!!
آخرشم بزار بگم الان آخر خوشحالی هستم دیگه ! 
به قول اون شعر کاملا مزخرف ! همه چی آرومه من چقدر خوشحالم ! 
یه چیزی از حرف های خانومی یاد گرفتم ، اینکه همه چیزو ببین ، حتی اگه لازم شد ناراحت هم شو ، اما مایوس نشو ، قدرت لبخند و فکر مثبت رو دست کم نگیر ، یهو میبینی همه چیز خودش ردیف شد و واقعا خوشحالی ! دقیقا مثل حالی که الان دارم !
خدایا متشکرم ! ( این اولین تشکر رسمی من از خدا توو اینترنت بود ! )
وای ! من چقدر پر حرفی کردم ! شرمنده ، بزارید کوتاهش کنم ،
یه متن قشنگ گذاشتم که حتما بخونید و آخرش هم طبق معمول چندتا آهنگ قشنگ واسه دانلود گذاشتم...
خدا دوست داره ما یاد بگیریم :
- نمی تونیم کسی را وادار به عشق ورزیدن کنیم ، فقط میشه اجازه بدیم مورد عشق ورزیدن قرار بگیریم
- خوب نیست خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم
- بخشش رو با تمرین بخشش یاد بگیریم
- رنجش خاطر عزیزامون تنها چند لحظه زمان میبره ولی شاید سال ها طول بکشه تا این زخم ها التیام بیابن
- اون کس غنی نیست که بیشترین ها رو داره ، کسی هست که نیازمند کمترین هاست
- کسانی هستن که ما رو مشتاقانه دوست دارن اما هنوز نمیدونن چطور احساساتشون رو بیان کنن یا نشون بدن
- دو نفر میتونن به یه چیز نگاه کنند و اون رو متفاوت ببینن
- کافی نیست همدیگر رو ببخشیم ، باید خودمون رو هم ببخشیم
و در آخر خدا دوست داره ما بدونیم ، خدا اینجا هست...
----------------------------------
و اما دانلود های امروز :
دانلود دلم برات گرفته - سهیل تهرانی
دانلود آهنگ عادت - مازیار فلاحی
دانلود آهنگ بزار عاشقت بمونم - مازیار فلاحی
دانلود آهنگ فرشته ی پاک - سیامک عباسی
مرسی از اینکه باز هم به من و وبلاگم سر زدید ،
همیشه با نظرهای قشنگتون شاد و میشم و انرژیم چند برابر میشه ،
منتظرتون هستم
تا بعد.
نظرات ()سلام به دوستای گلم ،
ایندفعه رو دیگه واقعا دیر اومدم ! شرمنده !!
وای چه باحال ! داشتم مینوشتم که زمین زیرپام شروع به لرزیدن کرد ! تقریبا 3 تا 5 ثانیه !
زلزله بود !! چه حالی داد !! اینم از جواب شرمنده گفتن من ! که همین لحظه زمین هم لرزید ! 
من عاشق زلزله هستم ! خیلی حال داد !
خب ، حالا برگردیم سر حرفای خودمون ! اول اینکه دارم با جددیت درس های ارشد رو میخونم ، تا الان 3 تا کتاب رو تموم کردم و تا دوشنبه یکی دیگه هم تموم میشه ...
تست زدن رو هم شروع کردم ! اما فرصت خیلی کمی دارم ! باید دید چی میشه ، مهم اینه که امیدم رو از دست نمیدم ! هر چی بخواد بشه !!
یه سوال خیلی مهم از همتون دارم ، لطفا جواب بدین :
این علایم چه بیماری میتونه باشه ؟ : سرگیجه ، سر درد ، حالت تهوع ، درد شدید در قفسه سینه و ناحیه قلب .
لطفا هرچی میدونید بگید ، برام خیلی مهمه 
اینبار دانلود آلبوم جدید و زیبای محسن یگانه به اسم رگ خواب رو برای دانلود گذاشتم و یه آهنگ قشنگ از امین رستمی به اسم اونقدر دوستت دارم .
برای دانلود به ادامه مطلب برید...
نظرات ()سلام ،
چیز زیادی برای نوشتن ندارم ، خسته ام ، کلافه ام ، و ...
سعی کردم محکم درس های ارشد رو بخونم و خوشبختانه تونستم 2 کتاب رو تموم کنم و بقیه هم تا آخر تابستان تموم میشه و میرم سراغ تست زدن !
مدتی هست که حسابی بهم ریختم ، شاید برای همین نیومدم تا چیزی بنویسم ، اما فرار کردن راه چاره نیست...
راستی ، ماه رمضان مبارک ! در همین حد کافیه فکر میکنم !
یک شعر زیبا که اسمش رو هم نمیدونم :
به تو دل باخته ام میدانم
کار سختی دارم
ولی ای دوست بدان
نگذارم هرگز
یک قدم را به عقب
آخر عشق همین تنهاییست
من به دنبال طلا نامده ام
به تو دل باخته ام
که تو دل پاک ترین لطف سحرگاه منی
به خدای لبخند ..
به خدای شادی ..
به خدای همه آنچه که از خوبی هاست ..
به خدای همه آنچه که از زیبایی هاست ..
دل من غمگین نیست ..
دل من گمشده , شاید ؛ اما ..
دل من غمگین نیست ..
و شبی از شبها ..
در میان طپش عطر و نیاز خواهش ..
با حضور و نفس عطر دل انگیز خدا ..
آن دل گمشده را خواهم یافت .. .
چند تا دانلود آهنگ هم میزارم ، بیشتر آروم و قشنگ هستن :
دانلود تیتراژ پایانی فاصله ها (2) - علی لهراسبی - به من بفهمون
دانلود دلشوره - هومن سزاوار ( خیلی قشنگه )
دانلود یه دل شکوندم - علی عبدالمالکی
دانلود موسیقی بی کلام 1 - Richard Clayderman- Hello
دانلود موسیقی بی کلام 2 - Who Me-Ennio Morricone
خب ، و اما کمی در مورد خودم ، اینکه روزها سر درد وحشتناکی دارم !! شاید بخاطر آفتاب و میگرنی باشه که جدیدا گرفتارش شدم !
کم کم دارم تبدیل به کلکسیونی از دردها میشم !
دلسردم از همه چیز....
حتی نمیتونم از خدا هم کمک بخوام !!!
تا حالا تا این حد مایوس نبودم !
تا بعد !
نظرات ()
سلام خدمت دوستان گرامی !
امروز چندتا مطلب جور و واجور دارم ! بزارید اول اعلام برنامه کنم 
خب ، قسمت اول نوشته ها مربوط میشه به بخشی از دست نوشته های قدیمی خودم که تقریبا 5 سال از نوشتنش میگذره و بعد از مدتها پیداش کردم !
قسمت دوم مربوط به توصیف اوضاع و احوال فعلی خودمه !
قسمت آخر برنامه های امروز هم دانلود چند تا موسیقی شاد و باحاله که دیگه واسه عوض کردن روحیه و آب کردن دور کمر لازمه 
--------------------------------
برای خوندن بقیه مطالب و البته واسه اینکه صفحه اول وبلاگ شلوغکی نشه به ادامه مطلب تشریف ببرید 
نظرات ()سلام ،
مدتیه که خیلی کم مینویسم ! براش دلیل هم دارم ! لازم نیست دعوام کنید !
اول اینکه بعد از کشمکش های زیاد بالاخره تصمیم بر خوندن درس و گرفتن مدرک ارشد مهندسی نرم افزار رو گرفتم و به شدت براش انرژی میذارم...
دوم هم اینکه یه مشکلاتی در مسیر زندگیم پیش اومده بود که داره کم کم حل میشه ! بیشتر شانس آوردم دوستان و خانواده دلسوز و نگرانی کنارم دارم و جددا از این موضوع خوشحالم !!
یه سری خبر هم واسه خودم دارم !
:
فصل اول از تمام کتاب های منابع ارشدم رو طی یک هفته تونستم بخونم !
فندق دوباره داره میاد ! این یعنی اینکه 3 روز کار و زندگی تعطیلی مطلق میگیره !!!

داشتم کاملا امیدم رو واسه ادامه این مسیر از دست میدادم که خوشبختانه اتفاقات خوب و امیدبخشی برام افتاده !
خب ، در انتها یک آهنگ قشنگ و فوق العاده مخصوصا واسه اتمام زندگی (!!!!) برای دانلود گذاشتم به اسم یکشنبه غم انگیز ، خودم خیلی با این آهنگ حال میکنم ، امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ، برای دانلود و خوندن متن آهنگ فارسی و انگلیسی به ادامه مطلب تشریف ببرید !
نظرات ()سلام ،
هم خبر بد دارم هم خبر خوب !
اول خبر خوب اینکه فندق داره از تهران میاد خونه

فکر کنم ساعت 12 یا 1 شب میرسن خونه ، هر چند دیره ! اما خدا کنه خواب نباشه که حسابی بچلونمش ! 
مامانش که میگه خیلی شلوغ شده ! ولی خب ، هر چی باشه بچه حلال زاده به داییش میره

فقط واسه همین چند روز تعطیلی میان و زود میرن ! وقت کمه واسه چلوندن ! اما چه میشه کرد ! 
اما متاسفانه خبر بد 
اینکه عزیزم امروز رفت سفر 3 روزه !
امروز ساعت 2 حرکت کردن ، هنوز یک روز هم نگذشته که دلتنگی اومده سراغم !
باید تحمل کرد دیگه ، زندگی همینه ! نه ؟
براش دعا میکنم به سلامت بره و بیاد 
امروز هم طبق معمول خیلی کار واسه انجام دادن داشتم ! از پروژه ها بگیر تا تحویل و ...
چه پنجشنبه سختی !
فردا صبح که کمی فرصت برای استراحت دارم و بعد از اون دوباره برنامه ریزی و فعالیت اول هفته از ظهر روز جمعه شروع میشه ! هر چند شنبه تعطیله ، اما من تعطیل نیستم !

خب ، و اما در اختتامیه این پست آهنگ زیبایی از داریوش رو برای دانلود گذاشتم ،
بخونید و دانلود کنید و گوش کنید و لذت ببرید !
خدا هیچ وقت دلتنگتون نکنه !
----------------------------------------------------

امروز چه دلتنگم
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه کمرنگم
امروز چه دلتنگم
خاکستریم انگار
هم خاطره ی زنبق ، یک لحظه پس از رگبار
امروز چه دلتنگم
از جنس تکاپوی مصنوعیه فواره
بر حاشیه ی تکرار
امروز چه دلتنگم
مبهوت و کبود و گس
بر حضور مجروحم ، چه فاخته ، چه کرکس
چه سرخه خیابان و چه قهوه ای کوچه
شکله سایه ی ابرم ، بودنی سیاه و بس
امروز چه دلتنگم
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
بر مرکب چوبینم ، از کوچ نمی مانم
هم ساعته میدان چه بر دایره می رانم
بی حوصله ،بی رویا ، دریاچه ی اندوهم
تدفین جرگه و جنگل ، سوگواریه کوهم
آه ، ای منه جان خسته
عصیان فروخفته
انفجاره پنهان و افسانه ی ناگفته
امروز که دلتنگم ، ناگهانه طغیان کن
شهر بهت و بهتان را به حادثه مهمان کن
امروز چه دلتنگم
امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم
لینک دانلود آهنگ امروز چه دلتنگم از داریوش اقبالی
نظرات ()
اقرار باید کرد حزن انگیزم امشب
من از تمام فصلها...پاییزم امشب
با ذربین باید نگاهم کرد.زیرا
چیزی شبیه ذره ای ناچیزم امشب
بگذار تا روشن بگویم مثل دریا
آشفته حالم.از جنون لبریزم امشب
با دوست و دشمن ندارم هیچ کاری
از سایه ی خود نیز می پرهیزم امشب
حس میکنم مانند تندیسی ترک پوش
با یک تلنگربر زمین می ریزم امشب
تا صبح فردا را ببینم از دل خاک
باید شبیه دانه ها برخیزم امشب...
سلام دوستان خوبم ، امشب حال خوبی ندارم ، آره ، میدونم ، تعجبی هم نداره ! کی حالم خب بود !!!!!!؟؟؟ 
تا حالا اینطور دلم نگرفته بود که صدام هم درنیاد !!
واقعا میشه یه روز راحت و با آرامش نفس کشید ؟؟؟ واقعا میشه !؟
دلتنگم و بس...
نظرات ()سلام ،
حالم خوب نیست ، باز هم مثل دیشب ، مثل هر شب دیگه ای ، اما یه متن زیبا که خوب حالم رو توصیف میکنه پیدا کردم ! مینویسمش این زیر ،
تا حالا حتما شده که احساس کنی چقدر دلتنگی ، اما هیچ راهی برای آروم کردنش نداری... هیچی 
خدایا تو تنهاترین تنهای دنیایی که تنها نیستی!
بار الها احساس خوبی ندارم انگار کسی گلویم را محکم میفشارد به دستانش که مینگرم گویی دستان خودم است!
من دیوانه شده ام
میدانم
حالم خوب نیست
دلم گریه میخواهد
بغز میکنم اما اشکی نیست
خدایا دلم از این همه ظلم گرفته
همه ظالم شده ایم
او به من ظلم میکند
من به تو
من به خودم
تو به من ظلم کردن نیاموخته بودی!آموخته بودی؟یادم نمی آید
دیگر چیزی یادم نمی آید
نه دست های خسته و عرق روی پیشانی پدرم نه اضطراب مادرم
مرا چه شده است؟کدامین بهشت نخوانده ای را ویران میکنم؟
چرا حتی خودم را هم فراموش کردم؟
اعتماد ساده کودکی من که به لبخندی بدست می آمد چرا این همه گران شده؟
همه دروغگو و دغل کار شدیم
ولی بهانه های خوبی داریم
شاید حتی تو را هم قانع کنیم
کلی زبان بازی بلدیم
خدایا من تورا دوباره فراموش میکنم میدانم
تو مرا به باد فراموشی نسپار
نظرات ()سلام ،
انگار هر روز که میگذره از خودم بیشتر زده میشم ....
نمیدونم چرا دارم اینو می نویسم اما دلسردم ، از خودم ، از این مسیر... باید چیزهایی رو تغییر بدم ، خیلی چیزها رو...
فکر نمیکردم اینقدر سرد و بی روح بنویسم ، اما امروز قرعه اینطور افتاده ! و نمیشه کاریش کرد !
هرچی باشه زندگی داره میگذره ... باید باهاش جلو رفت ، اینو همه میدونیم ، هر روز هم به ما میگن !!! اما واقعا درک میکنیم ؟؟
تا حالا به این فکر کردی ، قراره اتفاقاتی برات بیافته که از قبل مشخص شده ؟! اما ! یه چیزیش خیلی جالبه ... اینکه قبلا خودت مسیر رو انتخاب کرده باشی !!!! آره ! یه بار همچین حرفی با رفیقم پیش اومد ، بهم گفت من و تو اینجا هستیم چون در روزی در ابتدای حیات ، انتخاب کردیم و قبول کردیم که باشیم !!!!
آخه این چه قبول کردنیه که خودمم یادم نیست ! مگه میشه من برای خودم انتخاب کنم و بعد از مدت ها بیام و اینطور ببینم که کسی این انتخاب ها رو انجام داده واسه من !!؟؟؟ مگه میشه ؟
انگار اینطور ببینی که امروز انتخاب کردی معلم بشی ، فردا فراموشی بگیری ، ولی مجبوری معلم بمونی ! چون انتخاب کرده بودی...
خیلی ظلمه !
بی خیال ! این فکر ها به جایی نمیرسه ! ( حرفی که سالهاست میگن... حرفی که برای ساکت شدن ما میگن ... ، یه حرف کاملا بی معنی ! )
راستی ! یه شعر زیبا خوندم توو نت ، بخونید و چیزی که به ذهنتون می رسه رو برام بنویسید ،
من پشیمان نیستم ، من به این تسلیم می اندیشم ، این تسلیم دردآلود
من صلیب سرنوشتم را بر فراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدم!
در خیابانهای سرد شب ، جفتها پیوسته با تردید یکدیگر را ترک می گویند، در خیابانهای سرد شب ، جز خداحافظ، خداحافظ صدایی نیست...
من تو هستم، تو!
و کسی که دوست می دارد و کسی که در درون خود ناگهان پیوند گنگی باز می یابد با هزاران چیز غربتبار نامعلوم...
گوش کن ، به صدای دوردست من در مه سنگین اوراد سحرگاهی، و مرا در ساکت آیینه ها بنگر که چگونه باز با ته مانده های دستهایم عمق تاریک تمام خوابها را لمس میسازم و دلم را خالکوب...
چون لکه ای خونین بر سعادتهای معصومانه ی هستی ، من پشیمان نیستم
از من ای محبوب من با یک من دیگر
که تو او را در خیابانهای سرد شب
با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت
گفتگو کن و به یاد آور مرا در بوسه ی اندوهگین او
بر خطوط مهربان زیر چشمانت...
راستی ! روز پدر رو هم به همه ی پدرای مهربون دنیا تبریک میگم...
امیدوارم سایه مهربونتون هیچ وقت از سر خانواده کم نشه...
موفق باشید،
تا بعد.
نظرات ()سلام
چند روزی بود آپدیت نکردم ، شرمنده !
تا حالا دقت کردین درطول روز فقط بدو بدو کارهامون رو انجام میدیم و یه دقیقه هم به خودمون ، به اطرافیانمون فکر هم نمیکنیم ! اما دقیقا شب که برسه تازه احساسات روشن میشن !!!
نمی دونم چه مدلشه ! اما مدل جالبیه !!!
خب ، امروز دیروز روز قبلش و همینطور روزهای قبلتر ! هم خوب بود و هم بد ....
خوب بود چون کسایی رو میدیدم و با کسایی حرف میزدم که دلم براشون تنگ شده بود ! و بد بود چون خیلی کار رو سرم ریخته بود اما داره همه چیز سر و سامون پیدا میکنه و کلا خوشحالم !!!
باز هم آهنگ دپرسی گوش میدم و میشینم دپ میشم !
تا این حس هم بره ، یکی دو ساعتی رو توو کما هستم و بعدش میام توو همین زندگی مسخره که سرو تهش کلا یکیه !!!
البته جدیدا فهمیدم میشه وسط خستگیه همیشگیه زندگی ، یهو به صدای یه بلبل گوش بدی و چند دقیقه ای رو توو دنیای دیگه ای باشی ... اما خب ، درسته که این تفریحات زیادن ( دریا ، زدن توو سر رفقا !!! و ... ) اما بعد از مدت کمی همشون میشن جزو همین زندگی روزمره و مسخره ای که ازش فرار میکردی و دیگه برای فرار چیز جدیدی نمیمونه !!!! فکر کن !!!
آهان ! تا یادم نرفت اینو بگم ! داشتم طبق معمول همیشه وب گردی در خلاف عقربه های ساعت میکردم که یه مقاله زیبا دیدم ، واقعا زیبا بود ، دردناک بود ، اشک آور بود ، یه جورایی خوب بود دیگه...
شما هم بخونین ! تهه این پست گذاشتمش !
خلاصه ! هر روز خسته میشیم و هر روز میگیم فردا یه روز جدیده و فردا هم میاد و میره ....
بالاخره باید یه پایانی براش دید ! نه ؟
بسه دیگه ! زیاد دپرسی حرف زدیم ، حالا بریم سر اصل مطلب !
یکی از اصول اینه که آقا بیا یکم مثبت نگاه کنیم ، نه ؟ بهتره ها ! یکم زود خسته کننده میشه اما تا وقتی که خسته کننده نشد حالی میده عجیب !
اصلا بیا دومی رو گوش کن : آقا جان چیه میگی خسته شدم خسته شدم ! خسته شدی ؟ خب تقصیر خودته دیگه ! پاشو خودت کاری کن خسته نشی ! من که نباید بیام اونجا خستگیتو در کنم ! نه ؟ اینم دومیش بود !
خلاصه اینکه آدم خودش باید بخواد و خودش هم باید شروع کنه....
خواستن تنها کافی نیست ، انجام بدون انگیزه هم کارساز نیست... هر دو با هم !! ( چی گفتم من ! دمم گرم ! )
این داستانی که خوندم هم تقریبا همینو میگه ، اگه چیزیو میخوای سعی کن بدستش بیاری ، اگه بره دیگه رفته .... دیگه بقیه اش بیخوده ... بعد از اینکه موقعیت رو از دست بدی دیگه مهم نیست میخوای یا نه... حواست رو خوب جمع کن !
این هم یه زاویه ی مزخرف دیگه تووو زندگی ! حالا بگو مثبت فکر کن ! مگه میشه ؟؟!!
داستان زیبایی که حتما و حتما و حتما بخونید :
کنار خیابون ایستاده بود
تنها ، بدون چتر ،
اشاره کرد مستقیم ...
جلوی پاش ترمز کردم ،
در عقب رو باز کرد و نشست ،
آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ،
- ممنون
- خواهش می کنم ...
حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ،
یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،
و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،
نفسم حبس شد ، پام ناخودآگاه چسبید روی ترمز ،
- چیزی شده ؟
چشمامو از نگاهش دزدیدم ،
- نه .. ببخشید ،
خودش بود ، شک نکردم ، خودش بود
بعد از ده سال ، بعد از ده سال .... خودش بود .
با همون چشم های درشت آهویی ، با همون دهن کوچیک و لبهای متعجب ،
با همون دندونای سفید و درشت که موقع خندیدنش می درخشید و چشمک می زد ،
خودش بود .
نبضم تند شده بود ، عرق سردی نشست روی تنم ، دیگه حواسم به هیچ چی نبود ،
می ترسیدم دوباره نگاهش کنم ، می ترسیدم از تلاقی نگاهم با نگاهش بعد از ده سال ندیدن هم ،
دستام و پاهام دیگه به حال خودشون نبودن ،
برف پاک کنا اصلا کار نمی کردن ، بارون بود و بارون ،
پرسید :
- مسیرتون کجاست ؟
گلوم خشک شده بود ،
سعی کردم چیزی بگم اما نمی شد ، با دست اشاره کردم .. مستقیم .
گفت : من میرم خیابون بهار ، مسیرتون می خوره ؟
به آینه نگاه نکردم ، سرمو تکون دادم ،
صدای خودش بود ، صدای قشنگ خودش بود ،
قطره اشکم چکید ، چکید و چکید ، گرم بود ، داغ بود ، حکایت از یک داستان پرغصه داشت ،
به چشمام جراءت دادم ،
از پشت پرده اشک دوباره دیدمش ، داشت خیابونو نگاه میکرد ،
دهن کوچولوش مثل اون موقع ها نیمه باز بود ، به تعبیر من ، با حالت متعجبانه ،
چشماش مثل چشم بچه ها پر از سئوال ،
سرعت ماشینو کم کردم ، بغض بد جور توی گلوم می تپید ،
روسریش ، مثل همیشه که حواسش نبود ، سر خورد بود روی سرشو موهای مشکیش آشفته و شونه نشده روی پیشونیش رها بود ،
خاطره ها ، مثل سکانس های یک فیلم با دور تند ، از جلو چشمام عبور می کرد ،
به خدا خودش بود ،
به چشمای خودم نگاه کردم ، سرخ بود و خیس ،
خدا کنه منو نشناسه ، اگه بشناسم چی میشه ، آخه اینجا چیکار می کنه ؟ !
یعنی تنهاست ؟ ازدواج نکرده ؟ ازدواج کرده ؟ طلاق گرفته ؟ بچه نداره ؟ خدای من ... خدای من ....
با لبش بازی می کرد ، مثل اونوقتا ، که من مدام بهش می گفتم ، اینقده پوست لبتو نکن دختر ، حیف این لبای قشنگت نیست ؟
و اون ، با همون شیطنت خاص خودش ، می خندید ، لج می کرد ،
به یک زن سی و هفت ساله نمی خورد ، توی چشم من ، همون دختر بیست و هفت ساله بود ، با همون بچه گیای خودش ، با همون خوشگلیای خودش ....
زمان به سرعت می گذشت ، قطره های اشک من انگار پایان نداشت ، بارون هم لجباز تر از همیشه ،
پشت چراغ قرمز ترمز کردم ،
به ساعتش نگاه کرد ،
روسریشو مرتب کرد ، به ناخناش نگاه کردم ، انگار هنوزم مراقب ناخناش نیست ، دلم می خواست فریاد بکشم ، بغض داشت خفم می کرد ، کاش میشد از ماشین بزنم بیرون و تموم خیابون رو زیر بارون بدوم و داد بزنم ، قطره های عرق از روی پیشونیم میچکید توی چشمام و با قطره های اشک قاطی میشد و می ریخت روی لباسم ، زیر بارون نرفته بودم اما .. خیس بودم، خیس ِ خیس ...
چیکار باید می کردم ، بهش بگم ؟ بهش بگم منم کی ام ؟ برگردم و توی چشاش نگاه کنم ؟ دستامو بذارم روی گونه هاش ؟ می دونستم که منو خیلی زود میشناسه ، مگه میشه منو نشناسه ،
نه .. اینکارو نمی تونم بکنم ، می ترسم ، همیشه این ترس لعنتی کارا رو خراب می کرد ،
توی این ده سال لحظه به لحظه توی زندگیم بود و ... نبود ،
بود ، توی هر چیزی که اندک شباهتی بهش داشت ،
بود ، پر رنگ تر از خود اون چیز ، زیباتر از خود اون چیز ،
تنهاییم با جستجوی اون دیگه تنهایی نبود ، یه جور شیدایی بود ،
خل بودم دیگه ،
نرسیدم بهش تا همیشه دنبالش باشم ،
عاشقی کنم براش ،
میگفت : بهت نیاز دارم ...
ساکت می موندم ،
میگفت : بیا پیشم ،
میگفتم : میام ...
اما نرفتم ،
زمان برای من کند میگذشت و برای اون تند تر از همیشه ،
دلم می خواست بسوزم ،
شاید یه جور خود آزاری که البته بیشتر باعث آزار اون شد ،
قصه عشق من افسانه شد و معشوق من ، از دستم پرید ،
مثل پرنده کوچکی که دلش تاب سکوت درخت رو نداشت .
صدای بوق ماشین پشت سر، منو به خودم آورد ، چراغ سبز شده بود ،
آهسته حرکت کردم ، چشام چسبید روی آینه ، حریصانه نگاهش کردم ، حریصانه و بی تاب ،
چرا این اشکای لعنتی بس نمی کنن ،
آخه یه مرد چهل ساله که نباید اینقدر احساساتی باشه ،
یاد شبی افتادم که برای بدرقه من تا فرودگاه اومد ،
هردوروی صندلی عقب تاکسی نشسته بودیم ،
و اون تمام مسیر بهم نگاه می کرد ، اشک میریخت و با همون لبای قشنگ نیمه بازش ، چشم در چشم ، نگاهم می کرد ،
تا حالا اینقدر مهربونی رو یکجا توی هیچ چشمی ندیده بودم ،
چشماش عاشقانه و مادرانه ، با چشم های من مهربون بود .
شقیقه هام می سوخت ، احساس می کردم هر لحظه ممکنه سکته کنم ، قلبم عجیب تند می زد ، تند تر از همیشه ، تند تر از تمام مدتی که توی این ده سال می زد ،
- همینجا پیاده میشم .
پام چسبید روی ترمز ، چشمامو بستم ،
- بفرمایین ...
دستشو آورده بود جلو ، توی دستش یک هزار تومنی بود و یک حلقه دور انگشتش ، قلبم ایستاد ،
با همه انرژیم سعی کردم حرفی بزنم ..
- لازم نیست ..
- نه خواهش می کنم ...
پولو گذاشت روی صندلی جلو ... صدای باز شدن در اومد
و بعد .. بسته شدنش .
خشکم زده بود ، حتی نمی تونستم سرمو تکون بدم .
برای چند لحظه همونطور موندم ،
یکدفه به خودم اومدمو و درماشینو باز کردم ،
تصمیم خودم گرفته بود برای صدا کردنش ،
برای فریاد کردنش ،
برای ترکوندن همه بغضم توی این ده سال ،
دیدمش ... چند قدم مونده بود تا برسه به مردی که با چتر باز منتظرش بود ، و ... دختربچه ای که زیر چتر ایستاده بود .
صدا توی گلوم شکست ...
اسمش گره خورد با بغضم و ترکید .
قطره های سرد بارون و اشکهای تلخ و داغم با هم قاطی شد .
رفت ، رفتند توی خیابون بهار ، سه نفری ، زیر چتر باز ...
دختر کوچولو دستشو گرفته بود ، صدای خنده شون از دور می اومد ...
سر خوردم روی زمین خیس ،
صدای هق هق خودم بود که صدای خنده شون رو از توی گوشم پاک کرد ...
مثل بچه ها زار زدم .. زار زدم ...
منو بارون .. ، زار زدیم ،
اونقدر زار زدم تا سه نفریشون مثل نقطه شدن ،
به زحمت خودمو کشوندم توی ماشین ،
بوی عطرش ماشینو پر کرده بود ،
هزار تومنی رو از روی صندلی جلو برداشتم و بو کردم ...
بوی عطر خودش بود ، بوی تنش ، بوی دستش ،
بعد از ده سال ، دوباره از دستش دادم ، اینبار پررنگ تر ، دردناک تر ، برای همیشه تر.
خل بودم دیگه ..
یعنی این نقطهء پایان بود برای عشق من ؟
نه ..
عاشق تر شده بودم
عاشق تر و دیوانه تر ... چه کردی با من تو ... چه کردی ...
بارون لجبازانه تر می بارید
خیابان بهار ، آبی بود .
آبی تر از همیشه ...
خب ، بسه دیگه ، اشکاتو پاک کن ! تموم شد !
اینو ننوشتم که گریه کنی ها !
یکم فکر کن به اینکه لحظه هاتو از دست نده... نزار همه چی از کنارت بگذرن و تو بی تفاوت باشی...
موفق باشید.
تا بعد.
نظرات ()سلام خدمت دوستای گلم
این چند روز که گذشت زیاد جالب نبود ، مثل همیشه ...
اما یه نکته جالب و ظریف تووش بود
اون هم اینکه داشتم کسی رو میشناختم ،
خودش که در تمام مدت میگفت منو نمیشناسی ، حرف زیادی از خودش نمیزد ، سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم که بفهمم چی توو فکرش میگذره ، اما زیاد علاقه مند به ایجاد رابطه نبود ، هرازگاهی ازش اعتراف میگرفتم که مثلا دلش برام تنگ شده یا آدم جالبیم براش ، اما بعد از مدت کوتاهی ، چیزهایی میگفت که قبولش واسم خیلی سخت بود و بیشتر غرورم رو میشکست...
نمی دونم کارم درست هست یا نه .. اما توو دلم دوستش دارم و نمیخوام آسیبی از طرف من ببینه ، شاید کارهایی میکنه که بهم بر میخوره و اینا ، اما کاملا منطقیه و اصلا نباید ازش ایرادی بگیرم... بهر حال ، سعی کردم انسانی رو بشناسم ، کمی موفق شدم و تا حدی هم شکست خوردم ، ولی خوشحالم که خیلی چیزها رو بهش گفتم و خیلی چیزها رو شنیدم....
هر لحظه از این روابط واسه آدم تجربه های گرانبهایی میشه... اما هیچ وقت یادمون نره که انسانیم و انسانیت رو نباید به هیچ قیمتی کنار بگذاریم....
خب ، راستی ، یه قطعه شعر زیبا خوندم تووو وب سایتی که حیفم اومد اینجا نزارمش :
بازی تقدیر
روزها از پی هم می گذرند
من و تو زخمی بیداد زمان
در پی بازی تقدیر خودیم
من و تو،
دور و جدا،
تا ابد در هوس ما شدنیم
من چنان سایه به زیر پایت،
به تکاپوی هم اندازه گی جسم توام .
روح ما قطره گی ذات خودش برده ز یاد
عشق ما مست چنان کرده که در حسرت دریا شدنیم.
روزها از پی هم می گذرند
وهنوز
بین ما فاصله ها ست
بین ما فاصله اندازه یک خنده تست،
بین ما فاصله اندازه اندوه خداست.
بین ما آه!چه می گویم؟آه!
من و تو قسمتمان حیف فراق ابدی ست
و خدا نیک تر از ما می داند
که چرا قصه عشق
این چنین غصه سراست؟
که چرا آخر عشق
عاشق سوخته قامت یا رب
تا قیامت تنهاست؟
چه بدانم شاید!
خوبی قصه همین مرگ وفاست!
آه بگذار دمی بر غم خود خنده کنم
بغض ها راه گلویم بسته
آه بگذار شبی بر در حق سجده کنم.
قصه جانکاهی ست
من تو را نیمه شبان
دو قدم مانده به تو گم کردم
من نفس های تو را بوسیدم
من به هر پرده تنهایی توگرییدم
و چه آسان دل من باز شکست!
تو چه راحت رفتی
وچه راحت به دل ساده من خندیدی!
نگهت را بستی
و ندیدی که چه سان
اشکم از دیده بشد
که چه مشکل به غمت خو کردم
زندگی خالی شد
و شد آنی که نباید می شد.
کاش می بودی و شبهای مرا می دیدی
چه شبی بستر مرگ!
چه شبی هر نفسش زمزمه زنده بگور!
کاشکی می دیدی
و به هر ضجه ی تنهایی من،
همه ی روح وتنت می لرزید .
کاش می بودی و ماه
بر رخ ما نگهی وا می کرد،
و جهان بر شب ما می خندید.
قصه ی دلگیری ست
من همه فکر توام
تو در اندیشه او
من همه آرزویم دیدن توست
شب تو پرتپش از دوری دلداری نو
و چنین دور تسلسل که منو اوو توو ما داریم
انتهایش مرگ است ،
آخرش عزلت جانسوز روان من و توست.
آه از این سینه پردرد خراب
آه از این مردمک خیس پر آب
آه از این درد مدام
آه از این آه و صد آه
وای از این ساده سرگرم به سیمای سراب
که هنوز
بعد از اعدام همه احساسش
بعد از آن تلخی شبهای دراز
چشم خود را به طلوع سحری دوخته باز.
روزها از پی هم می گذرند
من هنوز هم که هنوز
هر شبم خواب سحر می بینم
و به خود می گویم:
"گر چه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است."
موفق باشید ، تا بعد
نظرات ()سلام !
نمی دونم توو این وبلاگ دارم با چند نفر حرف میزنم ! اما خب ،واسه خودم که مینویسم !!!! امروز هم گذشت...
خیلی ها امروز به دنیا اومدن و خیلی ها هم مردن !!! منم بینشون موندم ! نه به دنیا اومدم و نه مردم !!! جالبه نه ؟
از دیروز بهترم ، اما باز هم برام کافی نیست انگار ! تلاش تلاش تلاش !!!! لامصب تموم نمیشه آخه ...
یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستام تعریف قشنگی ازتلاش داشت ، میگفت زندگی مثل یک ریل می مونه که همه داریم می دویم رووش و یه قطار هم پشتمون داره میاد ... حالا اگه کسی جا بمونه یا کند بشه ، میره زیر قطار و دیگه راه برگشتی رووی ریل نداره....
راست میگفت بنده ی خدا !!! هر روز ، هر لحظه بیشتر میبینم این سرعت گذر زمان و سبقت مردم از همدیگه رو...
راستی ! اینو نگفتم ! دیشب یکی از قدیمی ترین دوستان بهم زنگید ، گفت باید بیای خونه ما ، کار مهمی باهات دارم ! میگفت یکی اومده میخواد حتما ببینتت !
من حاج و واج مونده بودم کی منو میخواد ببینه !...
تا اینکه خودش ساعت 10 شب اومد دنبالم و رفتیم خونه شون ،
چیزی که دیدم برام خیلی خیلی قشنگ بود ، یه نی نی ناز و کوچولو به اسم متین !!!
آره ، رفیقم بابا شده بود ، می گفت میخوام امید به زندگی بهت بدم !!! واقعا ناز و کوچولو بود ، فقط 13 روزش بود 

یه نی نی ناز ، برام خیلی جالب بود ! جالب از این نظر که داشتم کوچولویی رو میدیدم که اومده بود توو این دنیا که ماها ازش فراری هستیم ! و شاد و راضی به نظر میرسید...
چه دنیای نازی دارن بچه ها... کاش همیشه همون قدی میموندیم و حال میکردیم !!!!
و اما امروز اینجانب !!!
دهنم کلا آسفالت شد در حد خیلی خیلی وسیعی !!
فردا روز وحشتناکیه !!! امروز درس خوندم و کار هم کردم ، اما با ارباب رجوع سروکار نداشتم ! فردا تحویل نرم افزار دارم ! بعدش درس و بعدش دوباره کار ! خدا بخیر بگذرونه فردا رو !!!!...
بهر حال ، امروزم خوب بود ، فکرهای مثبت داشتم ، سعی کردم به کارهایی که مشخص کرده بودم برسم ، تا 80 درصد موفق شدم ! اون 20 درصد هم همیشه اتفاقات غیرمنتظره ! که کم کم باید براش برنامه ریزی کنم....
راستی ! امروز اصلا سیگار نکشیدم !!

سعی میکنم این مسیر رو حفظ کنم و همینطور و حتی سریعتر برم جلو...
اما آهنگی که امروز خیلی بهش گوش کردم : (همونیکه توو پست قبلی واسه دانلود گذاشتمش )
میترسم این احساس تو، حسی که عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز
و اما در انتهای روز ، و ابتدای شب ، وقتی برای دقایقی رفتم تووو نت ، که کمی استراحت کنم ! حسابی دعوام کرد !!!
فکر کنم سوءتفاهم شد بینمون....
اما خدا کنه فکر اشتباهی در موردم نکنه...
برم سراغ درسم تا ساعت 12:30 امشب !!!
تا بعد.
نظرات ()سلام
روز سختی رو پشت سر گذاشتم ، البته تنبلی هم داشتم !
هر روز به خودم قول میدم فردا بهتر از فرصت هام استفاده می کنم اما معمولا در انتهای روز از خودم راضی نیستم....
کم کم حالم داره از خودم بهم می خوره !!!

نمی دونم دیگه چیکارش کنم این خصلت مسخره رو !
امروز از صبح رفتم شرکت ، 2 تا تحویل پروژه داشتم ، خوشبختانه هر دوتا آماده و کامل بودن ، اما من دانشجوی ترم آخرم هستم خیر سرم ! پس یادم افتاد جزوه ریاضی مهندسی رو هنوز نگرفتم ،
خوشبختانه دوست با مرامی پیدا شد که با اینکه زیاد منو نمی شناخت جزوه رو خیلی سریع بهم رسوند ، واقعا خوشحالم کرد ، بعضی موقع شانسی دارم من !!!!!
ظهر تا الان هم که بودم قائمشهر ! واسه درس خوندن ( درس معادلات دیفرانسیل که الان 6 ترمه دارمش !!!! )
خدا کنه این ترم دیگه همه چیز تموم شه. خیلی خسته شدم ...
تا 3 روز دیگه هم یه پروژه تحت وب تقریبا مشکل دارم که از ظهر شروع کردم به نوشتن !
باید برنامه ریزی هام رو بهتر کنم ، اوضاع خیلی بی ریخت شده و داره بدتر هم میشه ، حالا توو این وضعیت یاد گذشته هم میافتم و اینکه چقدر تنهام و این مسخره بازیا !!!!!!!!
دیگه دهنم داره صاف صاف می شه !
ولی خداییش هنوز می تونم تلاشمو بیشتر کنم ، نه ؟
اینا رو بیشتر واسه دل خودم می نویسم که فردا بخونم و یادم باشه امروز به چی فکر میکردم...
حالا اینو داشته باشین که امروز طی یک بحث فلسفی مملکتی !!! با رفیقم به این نتیجه رسیدیم که 5 سال دیگه بریم از ایران بریم !!!! میگفت واسه دکتری بریم ، فوق رو همینجا تموم کنیم و بریم اونور و یه زندگی بی غل و غش راه بندازیم و اینا .....
نمیدونم ، شاید راه خوبی باشه ، اما هنوز از فردام مطمئن نیستم ! چه برسه 5 سال دیگه....
بهر حال ، اگه کسی از شما ، یکی از میلیون ها انسان ، از وبلاگم رد میشدین ! چی میتونید بهم بگید که برنامه ریزیم بهتر بشه ؟ هم شرکتم رو گسترش بدم هم آرامشم رو دوباره پیدا کنم.....
واقعا باید روووش فکر کنم...
مرسی ، تا بعد.
نظرات ()سلام دوستان عزیز
از اینکه یکی بیاد و از تنهایی بنویسه و بقیه بخونن و یه مشت نظر که عمدتا تبلیغاتیه بزارن و برن خسته شدم،
پس یکم متفاوت مینویسم ، مهم نیست چند نفر میخونن ، مهم اینه که همون یکی دو نفر آدم حسابی باشن 
امروز از صبح داشتم روی وب سایت یکی از اساتید محترم کار میکردم که هر چه زودتر ( حداکثر تا فردا ) کامل بشه و بره بالا !
چشمام دیگه داره میترکه !
سعی کردم توو این 2 ساعتی که گذشت از بین دفترچه تلفن موبایلم یکی رو پیدا کنم که بشه 5 دقیقه باهاش حرف زد ! اما انگار همه کار دارن !
واقعا احساس کردم چقدر داریم از هم فاصله میگیریم ، آدمها دارن همو فراموش میکنن ، شاید چون هر روز کارمون بیشتر میشه و دغدغه های ذهنی هم بیشتر و بیشتر !
آخرش هم یکی 2 تا اس ام اس فرستادم و یکی 2 تا جواب گرفتم و باز همه چیز ساکت شد !!!!!
چه میدونم ، مهم اینه که تصمیم گرفت بیام اینجا و بنویسم ، شاید اینطوری برم تووو جامعه ، کاری که 24 ساله نکردم !
البته هنوز تووو رویاهام هستم ،
رویاهام خیلی قشنگتر از دنیای واقعی ان !!!! همه چی اون تووو آرومه !
منم چقدر توو رویاهام خوشبختم !!!! 
سعی میکنم توو وبلاگم در پست های آینده آهنگ هایی که گوش میدم و خیلی دوستشون دارم رو بزارم واسه دانلود...
شاید هر شب یکی دو تا....
فعلا بای تا بعد.
نظرات ()